کد خبر : 368443

تاریخ درج خبر : یک شنبه 30 آبان 1400
سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران
• روایتی از سفر سه روزه به مشهد همراه با کادر درمان/ پرستاران خسته ای که اوقاف آنها را دید
«روز آخر دومین مرحله از طرح زائران حرم رضوی وقتی‌که همه برای بازگشتن به شهر خودشان در لابی مجموعه امامت جمع شده بودند فرصتی دست داد تا بتوانم نظر برخی از زائران را در مورد تأثیر این سفر و چگونگی انتخابشان برای این سفر بپرسم . واقعاً خودم متعجب شدم که...
در طوس غریب الغربا را صلوات
دوباره برای اینکه اشتباه نکرده باشم نگاه دیگری به روز و ساعت بلیت می‌کنم. بلیت رفت دقیقا روز پنجشنبه سیزدهم آبان ساعت شش صبح به نام من ثبت شده. ساعت هشدار گوشی موبایل را روی چهار صبح تنظیم می‌کنم و سر به بالین می‌گذارم. خوب می‌دانم معمولاً وقتی‌که برای رفتن به سفری شوق و ذوق داشته باشم پیش از آنکه ساعت زنگ بخورد از خواب برمی‌خیزم و سریع بار سفر را می‌بندم. این بار نیز ‌چنین می‌شود قبل از ساعت چهار صبح بیدار می‌شوم و گوشی موبایل را از حالت هشدار خارج می‌کنم. کوله‌ام را می‌بندم و در بخش جستجوی مقصد اپلیکیشن اسنپ تایپ می‌کنم: «ترمینال شماره چهار فرودگاه مهرآباد»
 
چون می‌دانم که آدم حواس‌پرتی هستم دوباره وسایل داخل کوله را بررسی می‌کنم تا مطمئن شوم کارت ملی‌ام  را برداشته‌ام یا نه. خیلی زود یک راننده پیدا می‌شود و با او عازم فرودگاه می‌شوم. از اولین دروازه ورودی فرودگاه می‌گذرم و به مانیتورهای آن بخش از فرودگاه که کارت‌های پرواز را به مسافران می‌دهند، نگاه می‌کنم که دریابم روی کدام از آن‌ها نوشته شده است:«مشهد»
 
گاهی ناخودآگاه زیر لب برای خودم مثل پیرمردهای کلاه سبز روستایمان در مایه چهارگاه چاوشی می‌خوانم: «در کرب و بلا به شمر ملعون لعنت/ در طوس غریب الغربا را صلوات» سیستم‌ها اندکی مشکل پیدا کرده‌اند و صف گرفتن کارت پرواز به‌کندی پیش می‌رود اما خوشبختانه هواپیما سروقت می‌پرد و تأخیری در کار نیست.  مقرر شده است که امسال سازمان اوقاف طرح زائران حرم رضوی را متفاوت از سال‌های گذشته اجرا کند. سالهای قبل زائراولی ها و افراد نیازمند را به مشهد می‌بردند اما امسال اوقاف در قالب این طرح روی کادر درمان کرونا متمرکز شده  تا شاید گردی از روان خسته و فسرده و رنجور آن‌ها بعد از قریب به دو سال فشار کاری مضاعف و اضطراب و اضطرار مراقبت از بیماران کرونایی بزداید. مرحله اول طرح از تاریخ دهم تا سیزدهم که امروز باشد اجرا شده و در آن پزشکان و پرستارانی از استان‌های؛ آذربایجان شرقی، اصفهان، البرز، خراسان جنوبی،خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قم، گیلان، مرکزی و کرمان حضور داشته‌اند و  سخنرانان مراسم افتتاحیه آن نیز حجت‌الاسلام غلامرضا عادل معاون امور فرهنگی اوقاف و  دکتر عباس شیراوژن معاون فرهنگی وزارت بهداشت بوده‌اند. حالا قرار است من به‌عنوان خبرنگار و هماهنگ‌کننده در افتتاحیه مرحله دوم و سوم این طرح حضور داشته باشم. البته به قول شیخ بهایی مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه. مقصود اصلی زیارت حرم امام رضا (ع) است.
 
تنها گریه کن
 
دکتر خاموشی رئیس سازمان اوقاف  همراه با صابر کرمی وارد هواپیما می‌شوند و چند ردیف جلوتر از من شماره صندلی‌شان را می‌یابند و می‌نشینید . زن و شوهری که گویا تازه‌عروس و تازه‌داماد هستند از دکتر خاموشی و آقای کرمی می‌خواهند که جایشان را با آن‌ها عوض کنند . آن‌ها هم با خوش‌رویی به ردیف وسط می‌روند تا آن زوج باهم کنار پنجره هواپیما بنشینند. دکتر خاموشی مشغول خواندن کتابی  می‌شود که بعداً از میان صحبت‌هایش در یک سخنرانی فهمیدم نام کتاب احتمالاً باید «تنها گریه کن» بوده باشد. در قسمتی از این کتاب نوجوانی ۱۶ ساله به مادرش می‌گوید که بار آخرم هست که به‌ جبهه می‌روم و دیگر برنخواهم گشت. این شهید نوجوان به مادرش می‌گوید از خدا خواسته‌ام تا مثل حضرت سیدالشهدا (ع)، سه روز بدنم روی زمین بماند... آری غیر شهدا کسی وجود ندارد.
 
هواپیما به فرودگاه مشهد می‌رسد و بر زمین می‌نشیند. مسافران یکی‌یکی چمدان‌ها و ساک‌هایشان را برمی‌دارند و کم‌کم از هواپیما خارج می‌شوند. دکتر خاموشی اما همچنان در حالت خواندن کتاب است.  کوله‌ام را برمی‌دارم و کمی جلوتر خودم را با آن‌ها آشنایی می‌دهم و احوال‌پرسی می‌کنم. دکتر خاموشی به مطایبه می‌پرسد:«اینجا چه‌کار می‌کنی؟» نیمی شوخی و نیمی جدی می‌گویم:« ناظر کمی و کیفی طرح زائران حرم رضوی هستم.» و بعد توضیح می‌دهم برای هماهنگی و انجام کارهای خبری آمده‌ام. وارد فرودگاه مشهد می‌شویم. حجت‌الاسلام احمدزاده مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان خراسان رضوی در سالن  فرودگاه منتظر ایستاده است. به‌غیراز سخنرانی در افتتاحیه مرحله دوم هشتمین دوره طرح زائران حرم رضوی حضور در جلسه اداره کل اوقاف خراسان رضوی، حضور در جلسه هیئت‌امنای آستان قدس رضوی و دیدار با حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مروی تولیت این آستان و آیت‌الله اشرفی شاهرودی ازجمله برنامه‌های فشرده سفر چندساعته دکتر خاموشی به مشهد مقدس است.دکتر خاموشی ساعت نه شب به تهران برخواهد گشت.
 
حال و هوای آن‌هایی که می‌روند و آن‌هایی که می‌رسند
 
بعد از صبحانه کاری در اداره کل اوقاف و امور خیریه استان خراسان رضوی از دکتر خاموشی و آقای کرمی جدا می‌شوم و برای انجام مأموریت اصلی که در این سفر به من محول شده به‌طرف مجتمع فرهنگی امامت راه می‌افتم. در راه به این می‌اندیشم اگر نیت واقفان اعزام نیازمندان به مشهد بوده است چگونه توانسته‌اند این نیت را با اعزام کادر درمان به مشهد تطبیق دهند. مقابل در مجتمع دو خادم حرم امام رضا (ع) با چوب‌پر مخصوص خدام ایستاده‌اند و خوشامد می‌گویند. لابی مجتمع شلوغ و پر از پرستاران چمدان به دستی است که می‌خواهند برای رفتن به شهر خود آنجا را ترک کنند. از آن‌طرف هم گویا عده‌ای از زائران مرحله دوم از راه رسیده‌اند و دارند پذیرش می‌شوند. سر بچه‌های اداره کل امور اجتماعی و مشارکت‌های سازمان اوقاف حسابی شلوغ است. بعضی‌هایشان دارند امور زائران مرحله اول را برای ترک مجتمع و بعضی دیگر دارند امور زائران مرحله دوم را برای ورود به مجتمع رتق‌وفتق می‌کنند. سید حسن جنتی از بچه‌های اداره کل امور اجتماعی را در محل پذیرش مجمتع می‌یابم تا مشخص شود که باید به کدام اتاق بروم. اول قرار می‌شود که بروم اتاق 714 و در کنار بچه‌های مستندساز روابط عمومی باشم اما به دلایلی کارم به اتاق 505 که اتاق بچه‌های سخت‌کوش اداره کل امور اجتماعی است، ختم می‌شود.دوست دارم هرچه زودتر کوله‌ام را بیاندازم گوشه‌ای از اتاق و به‌طرف حرم بروم. آسانسورهای مجتمع امامت همه شلوغ هستند. وقتی آسانسور در طبقه پنجم متوقف می‌شود تقریباً دیگر هیچ جایی برای ایستادن در آن وجود ندارد. به‌زحمت از تنگنای چمدان‌های داخل آسانسور وارد راهرو می‌شوم و اتاق 505 را می‌یابم.
 
اینجا دو دسته آدم  با حال و هوای مختلف حضور دارند؛آن‌هایی که دارند می‌روند و آن‌هایی که تازه از راه رسیده‌اند.حال هر دو دسته را خوب می‌دانم. عده‌ای در چشمانشان شوق رسیدن به مقصد موج می‌زند و دارند می‌روند اتاق‌هایشان را برای مستقر شدن تحویل بگیرند و عده‌ای دیگر اگرچه روحیه گرفته‌اند و با باری از معنویت دارند مشهد را ترک می‌کنند اما غمی در ته دلشان نشسته که چه قدر زود مثل یک چشم بر هم زدن این سه روز به پایان رسید. انسان همیشه در مقابل زمان دو نوع موضع‌گیری متفاوت دارد گاهی دوست دارد زمان خیلی زود بگذرد گاهی دوست دارد خیلی دیر بگذرد. گریزی از زمان و گذشتنش نیست و باید با آن کنار آمد. آن‌ها که تازه رسیده‌اند تابه‌حال دوست داشته‌اند که زمان به‌سرعت بگذرد تا زودتر به مقصود برسند اما ازاین‌پس حتماً دوست دارند زمان به‌کندی بگذرد. عمر آدمیزاد مملو است از این تضاد همیشگی. به قول کلیم کاشانی:
بدنامی حیات دو روزی نبود بیش/آنهم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت/یک روز صرف بستن دل شد به این و آن/روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
 
حالا در صحن کوثرم و چند قدمی بیشتر تا حرم فاصله ندارم. حرم امام رضا (ع) پر از انرژی‌های مثبت و حال‌های خوب است. کسی در حرم امام رضا حالش خراب نیست. اینجاست که می‌فهمی چه قدر کبوتر دل در این مملکت جلد امام رضاست. این بارگاه کیست کز عرش برتر است/ وز نور گنبدش همه عالم منور است...
 
همه چیز به اتاق 505 ختم می‌شود
 
اتاق 505 شلوغ‌ترین و پر رفت و آمدترین اتاق مجموعه امامت است و بچه‌های اداره کل امور اجتماعی و مشارکت‌های اوقاف از مدیرکلش گرفته که رضا معممی مقدم باشد تا معاون او؛ غلامرضا حسین زاده و رئیس اداره‌ها و کارشناسانش مثل سید حسن جنتی، حجت‌الاسلام حسین فاطمی تبار،  رضا دریایی نژاد، هاشم مختاری، مجتبی محمد حسینی، شعبان خوارزمی و آقای شفیعی و یوسفی که برخی به‌تناوب آمده‌اند و چند روزی کمک کرده‌اند و رفته‌اند حتی یک‌لحظه هم آرام و قرار ندارند. سوغاتی‌های اهدایی اوقاف به زائران مرحله اول که شامل زعفران، نبات، نخود و کشمش، گل محمدی، شکرپنیر و... از شب گذشته بسته‌بندی و به آن‌ها تحویل داده شده است.  شاخه‌های گل سرخ برای هدیه دادن به حدود 300 زائر مرحله دوم خریداری شده و بسته هایی شامل یک خودکار و یک دفترچه یادداشت که در آن شماره مربوط به شرکت در قرعه‌کشی هم گذاشته‌اند برای تحویل به زائران آماده شده است. همه این‌ها و کارهای جنبی دیگر مثل هماهنگی با مسئول سالن اجتماعات، پیگیری حضور مسئولان دعوت شده در مراسم، جانمایی مهمانان و زائران در سالن و غیره باعث شده کسی در اتاق 505 وقت سر خاراندن نداشته باشد. صبح همه بچه‌ها هم‌زمان درگیر خروج  و بدرقه زائران مرحله اول و پذیرش و استقبال از زائران مرحله دوم و حالا بلافاصله بعد از صرف ناهار همه درگیر برگزاری مراسم افتتاحیه مرحله دوم هستند که قرار است رأس ساعت شش با حضور دکتر خاموشی رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، دکتر عباس عبادی معاون پرستاری وزارت بهداشت و جمعی دیگر از مسئولان استانی در سالن اجتماعات مجموعه امامت برگزار شود.
 
قلب‌هایی که در مشهد برای کربلا تندتند تپید    
 
همه چیز برای برگزاری مراسم افتتاحیه مرحله دوم از هشتمین دوره طرح زائران حرم رضوی آماده است. پرستاران و کادر درمان از بیمارستان‌های مختلف تهران مثل بیمارستان امام خمینی، خاتم‌الانبیا، بقیه‌الله، کودکان مفید، محب یاس و غیره و همچنین پرستاران کرمانی کم‌کم وارد سالن همایش می‌شوند.  حسن عطار و رضا عطار از بچه‌های گروه مستند روابط عمومی اوقاف در حال فیلم گرفتن از ورود پرستاران به سالن هستند. به چهره‌های زائران که نگاه می‌کنی می‌فهمی که چه قدر از هدیه گرفتن یک شاخه گل خوشحال می‌شوند. حجت‌الاسلام علی نژاد مجری برنامه افتتاحیه در همان اول برنامه به حاضران در سالن مژده حواله کربلا را می‌دهد و می‌گوید سعی می‌کند با میانجی‌گری و ریش گرو گذاشتن تعداد حواله‌ها را افزایش دهد. وقتی‌که  می‌بینی با این مژده سالن یکپارچه کف و سوت می‌زند و هیاهو برپا می‌شود متوجه می‌شوی که حضار انرژی خاصی دارند. بااینکه برنامه‌های مراسم افتتاحیه خیلی ساده است و شامل چند سخنرانی و اجرای سرود و پخش کلیپ و مراسم قرعه‌کشی است و ممکن است خسته‌کننده به نظر برسد اما هیچ‌کس از سالن تکان نمی‌خورد. همه مشتاق‌اند و دل به مراسم افتتاحیه داده‌اند.مجری برنامه با لفاظی و هندوانه زیر بغل مسئولان حاضر در همایش گذاشتن تعداد حواله‌های کربلا را از هشت  حواله به  عدد به بیست می‌رساند. زائران دیگر سر از پا نمی‌شناسند. زمان قرعه‌کشی فرامی‌رسد. مسئولان و مدعوین مراسم افتتاحیه یکی‌یکی شماره‌ای را انتخاب می‌کنند. قلب‌ها در مشهد برای کربلا تند تند می‌تپد. حالا دیگر می‌شود آوای درون همه حضار را شنید: بر مشامم می‌رسد هرلحظه بوی کربلا...
 
برخی برنده شده‌اند و اشکشان جاری شده است آن‌قدر که حتی دیگر نای بالا رفتن از پله را برای دریافت حواله کربلا ندارند. فکرش را بکنید بسیاری از پرستاران بعد از بیشتر از بیست ماه فشار کاری دو سه شب پیش با یک تماس تلفنی غیرمنتظره به مشهد دعوت شده بودند، شیفتهایشان را جابه‌جا کرده بودند، بچه‌هایشان را به کسی سپرده بودند و حالا یکباره با خوانده شدن یک شماره می‌خواهند حواله کربلا را بگیرند. هیچ دلیلی برای احساساتی نشدن و اشک نریختن وجود ندارد. گویا اما رضا به طفیلی نیت واقفی که دیگر در این دنیا نیست به مشهد دعوتشان کرده که حواله کربلا را به آن‌ها بدهد.
 
نیت یک واقف در قرن‌ها پیش و حالا مشرف شدن کادر درمان به مشهد
 
اینجاست که در ذهن خود سلسله علل را یکی‌یکی مرور می‌کنی؛ واقفی شاید در 200 سال پیش قلبش برای امام رضا تپیده و مالی را وقف زائران او کرده، بیماری‌ای به نام کرونا همه‌گیر شده ، کادر درمان و فداکاری‌هایشان بعد از مدت‌ها موردتوجه عموم مردم قرار گرفته ، سازمان اوقاف آن‌ها را تکریم و با عواید حاصل از موقوفات مرتبط مقدمات تشرف آن‌ها به مشهد را فراهم آورده . اما نیت واقفان فقط به زیارت امام رضا (ع) خلاصه نمی‌شود. واقفانی هستند که همه یا بخشی از نیتشان زیارت اباعبدالله الحسین (ع) است و اوقاف بنا بر عواید همین دسته از موقوفات و اجرای دقیق نیات دارد به عده‌ای از پرستاران حواله کربلا را هم اعطا می‌کند. این است که وقف سنتی است که می‌تواند در زمان موج بیافکند و اظهار وجود کند. به قول سعدی: برگ عیشی به گور خویش فرست/کس نیارد ز پس ز پیش فرست...
 
واقفان در چشمان پر از شوق کادر خسته درمان زنده‌اند. در اشک‌های آن‌ها زنده‌اند. در زیارت کردن آن‌ها زنده‌اند. در حال و هوای معنوی آن‌ها زنده‌اند.چه قدر خوب است که سازمان اوقاف با ظرفیت بی‌نظیر وقف کادر درمان را دید یا بهتر بگویم کادر درمان را شکار کرد.
 
طبقه هشتم و سرمایه اجتماعی وقف و معجزه نیت واقف 
 
مراسم افتتاحیه به پایان می‌رسد و بعد از صرف شام به اتاق 505 می‌روم. بچه‌ها خسته‌اند اما راضی از برگزاری یک مراسم افتتاحیه عالی. برخی از آن‌ها دارند هماهنگی‌های برنامه زیارت جمعی را انجام می‌دهند. در اتاق 505  دیگر جای سوزن انداختن نیست. من و آقای معممی مقدم و آقای حسین زاده به اتاق دیگری به طبقه هشتم می‌رویم. اتاق 802 اتاق خیلی بزرگی نیست اما همین‌که در طبقه هشتم واقع شده که عدد امام رضاست برایت معنا دارد. قبل از مراسم افتتاحیه هم در آسانسور به یکی از زائران مشتاق کربلا  که می‌خواست بداند نحوه قرعه‌کشی به چه صورت است گفته بودم باآنکه بسته‌های مربوط به قرعه‌کشی را به‌نوبت و در هنگام ورود به آن‌ها می‌دهند اما سعی کند بسته‌ای را بردارد که حداقل یکی از عددهایش عدد هشت باشد چون مهمانان برنامه معمولاً به نیت امام رضا (ع) عددی را که هشت دارد، انتخاب می‌کنند. نمی‌دانم آن زائر برنده شد یا نه.
 
در گعده دوستانه‌ای که با آقای معممی مقدم و آقای حسین زاده داشتیم متوجه می‌شوم که نیت واقفان کلاً زیارت امام رضا (ع)بوده و در آن قید نشده که حتماً نیازمندان را به زیارت امام رضا (ع) ببرند بنابراین مشکلی برای اعزام کادر درمان به مشهد مقدس وجود نداشته است و نیت واقفان به‌طور دقیق اجرا شده است.
 
معممی مقدم می‌گوید:«ما در کورانهای زندگی می‌بینیم که هر از چند گاهی یک سرمایه جدید اجتماعی ظهور می‌کند. جبهه  اجتماعی کادر درمان در ایام کرونا خیلی متعالی شده است. به نظر می‌رسید که اوقاف به حوزه سخت‌افزار و فیزیکال اماکن درمانی توجهاتی داشته است اما در حوزه نرم‌افزاری این توجه در حد مطلوبی نبوده است. این اولین قدم جدی برای دیده شدن کادر درمان توسط اوقاف بوده است.»
 
ازنظر معممی مقدم این برنامه تأثیر زیادی در ارتقای سرمایه اجتماعی اوقاف دارد. بسیاری از کادر درمان و پرستاران قبلاً نمی‌دانستند وقف چیست و چه کارکردی دارد. همه آن‌ها حالا مروجان فرهنگ وقف هستند و چه چیزی از این بهتر و ارزشمندتر. معممی مقدم درست می‌گوید نیت واقف و دوراندیشی او می‌تواند حتی بعد از قرن‌ها معجزه کند، کادر درمان را به پابوس امام رضا بیاورد و بعد حواله کربلا به آن‌ها تقدیم کند.
 
به گفته رضا معممی مقدم کلاً در این سفر سه‌روزه جز مراسم افتتاحیه و یک زیارت جمعی و عکاسی رایگان در لابی هتل  برنامه آن‌چنان فشرده‌ای برای زائران در نظر گرفته نشده تا آن‌ها راحت‌تر باشند و خودشان بتوانند با فراغ بال مدیریت کنند که چه زمانی به زیارت بروند...
 
زیارت جمعی و غذای حضرتی
یک روز به‌سرعت گذشته و لابی مجتمع امامت دوباره شلوغ شده است. جمعیت خوبی برای برنامه زیارت جمعی آمده‌اند. پیرمرد باصفایی جلودار می‌شود و شروع می‌کند به چاوشی خواندن.همگی باهم از مجتمع امامت به سمت حرم حرکت می‌کنیم. به بازار عباسقلی خان که می‌رسیم گنبد و گلدسته کاملاً نمایان است. مدتی بعد وارد صحن کوثر می‌شویم. زیارت جمعی با یک سخنرانی جالب و تأثیرگذار و مداحی مختصر به پایان می‌رسد.
 
شب همراه با آقای معممی مقدم و آقای حسین زاده دوباره به اتاق 505 سری می‌زنیم. با هماهنگی با آستان قدس رضوی کد ملی تمام زائران برای غذای حضرتی گرفته شده و وارد سامانه شده است و چون فیش‌ها بر اساس کد ملی صادر شده بچه‌های اوقاف دارند کدهای ملی را یکی‌یکی با اسامی زائران تطبیق می‌دهند تا روی فیش‌ها اسم آن شخص را با خودکار بنویسند که کاری است بسیار وقت‌گیر .آخرین بار حدود بیست‌وسه سال پیش غذای حضرتی قسمتم شده بود. در اتاق 505 هیچ‌وقت کسی در حال استراحت نیست. سه بار استقبال و پذیرش و سپس بدرقه و راهی کردن زائران به شهرهایشان، سه بار برگزاری مراسم افتتاحیه، سه بار زیارت جمعی و هماهنگی با آستان قدس رضوی برای غذای حضرتی و سه بار آماده کردن بسته‌های سوغاتی و مسابقه و برگزاری مسابقه کتاب‌خوانی مگر جایی برای استراحت باقی می‌گذارد؟
 
تبدیل واگن رستوران قطار به واگن اعزام مسافر در راه‌آهن کرمان
 
شب آخر اقامت من در مشهد حجت‌الاسلام علی جلالی مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان کرمان به دعوت آقای معممی مقدم به اتاق 802 می‌آید و صحبت‌های جالبی می‌کند. استان کرمان بعد از استان تهران بیشترین اعزام زائر را در این طرح داشته طوری که در هر سه مرحله این طرح پرستاران و کادر درمان از کرمان حضور داشته‌اند. جلالی می‌گوید:« ما در بحث اعزام کادر درمان به مشهد دوست داشتیم که سنگ تمام بگذاریم. مهم‌تر از هر چیز بحث صحت و سلامت زوار بود. به همین جهت رفتیم به سمت راه‌آهن. سه روز قبل از اعزامی‌های مرحله اولمان به ما گفتند که این‌ها باید یک تعدادشان با اتوبوس بروند و برگردند. با رئیس راه‌آهن کرمان که خودش اهل شهر مشهد است، تماس گرفتم ایشان به خاطر کادر درمان مجوز گرفت و واگنی را که رستوران بود به واگنهای اعزام مسافر قطار اضافه کرد که فقط بتواند این زائران عزیز را اعزام کند. به نظر من همه این زائرانی که به مشهد آمدند نه از سوی ما بلکه از سوی کس دیگری دعوت شده بودند.»
 
از او می‌پرسم چگونه است که استان کرمان این‌همه موقوفه برای زیارت امام رضا (ع) دارد که این‌گونه پاسخ می‌دهد:« شهر کرمان زمانی به حسین‌آباد مشهور بوده ازبس‌که مردمش به اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) توجه داشته‌اند. نکته بعد هم توجه خاص مردم کرمان به زیارت امام رضا (ع) بوده این باعث شد که بخشی از نیت واقفان کرمانی زیارت امام رضا و اعزام زائر به مشهد باشد. یکی از موقوفات مربوط به زیارت امام رضا (ع) موقوفه اوستا حسین محمدعلی‌خانی است که  البته بخش عمده‌ای از نیت آن مربوط به امام حسین (ع) است موقوفه دیگر که غیرمتصرفی هم هست موقوفه میرزا حسین وزیر است. این واقفان و واقفان دیگر پیوندی با امام رضا (ع) برقرار کرده‌اند که این پیوند تا قیام قیامت ادامه دارد. درمجموع استان کرمان ازنظر موقوفات بسیار غنی است . من به دکتر خاموشی هم گفته‌ام کرمان دریا ندارد اما یک خشکی است که پر از مروارید است.»
 
پرستاری که چند بار به کرونا مبتلا شده و در آرزوی تشرف به مشهد بود
 
رضا قائم پناه کارشناس مسئول فرهنگی اوقاف و امور خیریه استان کرمان نیز معتقد است که این سفر معنوی برای کادر درمان تأثیر بسیار زیادی داشته است. به گفته او در بین پرستاران استان کرمان فردی بوده است که چند بار به کرونا مبتلا شده ب و آرزویش تشرف به مشهد بوده است. قائم پناه یادآور می‌شود که اوقاف پرستاران را در شان و منزلت خود آن‌ها دید.
 
رضایت مطلق کادر درمان از اعزام به مشهد
 
روز آخر دومین مرحله از طرح زائران حرم رضوی وقتی‌که همه برای بازگشتن به شهر خودشان در لابی مجموعه امامت جمع شده بودند فرصتی دست داد تا بتوانم نظر برخی از زائران را در مورد تأثیر این سفر و چگونگی انتخابشان برای این سفر بپرسم که واقعاً خودم متعجب شدم که چه قدر کادر درمان از این سفر معنوی راضی هستند. می‌شود گفت بی‌هیچ انتقادی کل کاروان اعزامی از این سفر رضایت مطلق دارند. این یعنی ترویج فرهنگ وقف و ارتقای سرمایه اجتماعی آن.
 
تابه‌حال غذای حضرتی نصیبم نشده بود
 
مریم حسنشاهی از بیمارستان علی ابن ابی‌طالب  (ع) رفسنجان می‌گوید:« سفری بسیار خوب و عالی بود واقعاً از دست‌اندرکاران این برنامه بسیار ممنونم. امکاناتی که اوقاف در اختیار ما قرار داده بود باعث شد بی‌دغدغه و بی‌اضطراب به زیارت برویم . در این چند سالی که خدمت آقا امام رضا (ع) آمدیم هیچ‌وقت قسمت نشده بود که از غذای حضرتی استفاده کنیم. وقتی تماس گرفتند که شما امروز مهمان حضرت امام رضا (ع) هستید واقعاً باور نمی‌کردیم. چندین سال در انتظار غذای حضرت بودیم. به نظر من هر پرستاری در این شرایط واقعاً احتیاج به این سفر معنوی دارد چون دو سال تحت‌فشار بوده است و افراد زیادی مقابل چشمش به خاطر ابتلا به کرونا از بین رفته‌اند. سفر به‌جا و خیلی خوبی بود. گفتن داستان اینکه چگونه در مراسم افتتاحیه حواله کربلا برنده شدم واقعاً برایم سخت است. احساسی که دارم قابل توصیف نیست.»
 
بچه‌های کادر درمان داشتند به سمت افسردگی می‌رفتند
 
طاهره حسنشاهی پرستار بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان که دوست و همشهری مریم حسنشاهی است نیز می‌گوید:« سفر خیلی خوبی بود. بعد از دو سال فشار کاری مضاعف بچه‌ها داشتند به سمت افسردگی می‌رفتند. خیلی خوشحالیم که بالاخره به کادر درمان توجه شد. برنامه خیلی خوبی بود. این‌که دوستم در قرعه‌کشی حواله کربلا برنده شد بهترین خاطره این سفر برای من بود چون تابه‌حال کربلا نرفته بود.»
 
سفر ما به مشهد یک ریکاوری کامل ازلحاظ معنوی بود
 
محمدمهدی رضایی از بیمارستان بقیه‌الله تهران نیز معتقد است که این سفر یک  تغییر روحیه و یک ریکاوری کامل ازلحاظ معنوی برای کادر درمان بوده است. او می‌گوید:« الآن بعد از سه روز اصلاً دوست ندارم برگردم ولی چاره‌ای نیست. بعدازآن همه فشار روحی همکاران این سفر خیلی لازم بود. این سفر نسبت به سفرهای قبلی‌ام به مشهد برای ما خیلی دل‌چسب‌تر بود و گویا رابطه نزدیک‌تری با امام رضا (ع) در این سفر داشتم. آقا جور دیگری ما را طلبیده بود.»
 
الآن حالم خیلی خوب است
 
شهناز الله کرمی از بیمارستان بقیه‌الله تهران چمدان به دست در حال بیرون رفتن از مجتمع می‌گوید:«خیلی سفر خوب و به‌جایی بود. خستگی‌مان دررفت. باور نمی‌کردیم که این‌قدر سفر خوبی باشد و تا این حد پذیرایی خوبی از ما بشود. یکی دو روز قبل از سفر تماس گرفتند که اسمت برای سفر مشهد درآمده است. همایش روز افتتاحیه خیلی عالی بود و همه با حواله‌های کربلا هیجان‌زده و احساساتی شدیم. الآن حالم خیلی خوب است.»
 
روز تولد حضرت محمد (ص) از خدا زیارت امام رضا (ع) را عیدی گرفتم
 
آسیه وطنی لشکریان از بیمارستان خاتم‌الانبیا می‌گوید:« از این سفر خیلی راضی‌ام. زمانی که وارد حرم شدیم از صمیم قلبمان برای واقفان و کسانی که بانی این سفر شدند دعا کردیم چون واقعاً به این سفر احتیاج داشتیم. این سفر به‌نوعی شروع زندگی دوباره‌ای بود که خدا لطف کرد و به ما هدیه داد . آمدن من به این سفر داستان داشت. قرار نبود که من بیایم. کس دیگری انتخاب شده بود. انگار که یک‌جورهایی مرا برای این سفر انتخاب کرده بودند. وقتی‌که اسمم برای این سفر رد شد روز ولادت حضرت محمد (ص) بود. اسمم را نوشتم خودم را سپردم به خدا. فقط به خدا گفتم که از تو یک عیدی می‌خواهم. کس دیگری از همکارانم که من خودم اسم ایشان را داده بودم برای این سفر انتخاب شده بود ولی به دلیل مسائلی نتوانست به مشهد مشرف شود. مسئولمان می‌گفت خانم وطنی هر کاری می‌کنیم  که اسم دیگری را جایگزین شما کنیم نمی‌شود. دیگر خودمان متوجه شدیم که گویا این سفر قسمت شماست.وقتی این خبر را شنیدم از خوشحالی نمی‌دانستم چه‌کار کنم. وقتی ضریح را دیدم واقعاً به من ثابت شد که اینجا هستم.»
 
او می‌افزاید:« تابه‌حال غذای حضرتی را یک‌بار بیشتر نخورده بودم. این غذای حضرتی و حواله‌های کربلا که نصیب برخی از همکارانم شد در این سفر خاص برایم خیلی جالب بود. لحظه‌به‌لحظه این سفر برای ما خاطره بود.»
 
از امام رضا خواسته بودم که مرا به کربلا ببرد
 
مریم سهرابی سوپروایزر بالینی بیمارستان کودکان مفید می‌گوید:«خیلی سفر خوبی بود. خیلی عالی. خدا کند که اوقاف دوباره بتواند این کار را برای بچه‌های پرستار انجام بدهد. واقعاً خستگی این بیست ماه فشار کاری از تن ما خارج شد.من که خیلی صفا کردم.جمع خیلی خوبی بود. پذیرایی خیلی خوب بود. ازلحاظ معنوی و روحی این سفر برای ما خیلی ضروری بود. انشا الله بتوانند این کار را برای همه پرستارها انجام بدهند.»
 
او سپس ادامه می‌دهد:« من خیلی اتفاقی در دقیقه نود برای این سفر انتخاب شدم. اطلاع‌رسانی شد که اوقاف می‌خواهد عده‌ای از پرستاران را به سفر مشهد ببرد و ما یک نفر سهمیه داریم آن‌هم بدون خانواده و هرکسی می‌خواهد اعلام آمادگی کند.من چون ماه پیش هم مشهد آمده بودم اصرار کردم که من می‌روم. مسئول ما گفت تو که ماه پیش رفتی برای چه می‌خواهی دوباره بروی. گفتم من با امام رضا (ع) قول و قرار دارم. چون همه بچه‌دار بودند ابتدا کسی برای این سفر اقدام نکرد تا اینکه لحظه آخر یکی از پرستاران اعلام آمادگی کرد اما ایشان هم نتوانست به این سفر بیاید. من در نوبت شب بیمارستان بودم که با من تماس گرفتند که فلانی سفرش را کنسل کرده. خدا را شکر وقتی به بچه‌ها گفتم می‌خواهم به مشهد بروم همه همکاری کردند و مثل آب خوردن شیفتهای کاری من در بیمارستان جایگزین شد. حتماً می‌دانید در پرستاری شیفت جابه‌جا کردن خیلی سخت است. بااین‌حال هنوز جواب قطعی را برای رفتن به این سفر به من نداده بودند. گویا بلیت‌ها مشکل پیدا کرده بود. در جلسه نشسته بودم که گوشی‌ام زنگ خورد. خیل خوشحال شدم. خیلی.»
 
با خوشحالی درحالی‌که می‌گوید حواله کربلا برنده شدم، می‌افزاید:«در سفر قبلی از امام رضا (ع) خواسته بودم که واسطه بشود که من به سفر کربلا بروم. تابه‌حال قسمت نشده که به کربلا بروم. پیاده‌روی اربعین هم به خاطر مراقبت از بچه خردسالم نرفته بودم. دلم گرفته بود به امام رضا (ع) گفتم چرا من موفق نمی‌شوم به کربلا بروم. همان شب خواب هیئت امام حسین (ع) را دیدم و به خواهرهایم که هم‌سفرم بودند گفتم من حتماً به کربلا می‌روم حالا می‌بینید.»
 
اشک در چشمانش جمع می‌شود و می‌گوید: «گفته بودند که در همایش افتتاحیه حواله کربلا می‌دهند. در حرم دوباره دعا کردم که به کربلا بروم. وقتی داشتیم می‌رفتیم سالن همایش متوجه شماره‌های قرعه‌کشی نشدم آن آقایی که آنجا ایستاده بود گفت از این شماره‌ها نمی‌خواهید؟ اصل مطلب اینجاست. و بعد... امام رضا حاجتم را داد.»
 
قرعه‌کشی اول سفر مشهد قرعه‌کشی دوم سفر کربلا برنده شدم
 
مهری حسینی از بیمارستان امام خمینی نیز می‌گوید:« خیلی خوش گذشت به‌خصوص اینکه از طرف امام رضا (ع) حواله سفر به کربلا هم به من هدیه دادند. رفتن به کربلا جز آرزوهای من بود. تا حالا به کربلا نرفته بودم. واقعاً فکر نمی‌کردم  از میان آن‌همه اسم در قرعه‌کشی اسم من برای مشهد دربیابد چه رسد به اینکه حواله کربلا هم برنده شوم. از بیمارستان امام خمینی که پرستاران زیادی دارد شش نفر برای این سفر انتخاب شدیم. خدا به من خیلی لطف کرد»
 
این سفر یک معجزه بود
 
زهرا شیدایی مسئول مرکز افق آستان امامزاده روح‌الله حسنی تهران معتقد است که این سفر برای کادر درمان خیلی ضروری بوده است . او می‌گوید:« برای کمک کردن به بچه‌های اوقاف استان تهران به این سفر آمده‌ام. خیلی‌ها که به این سفر دعوت شده بودند جاخورده بودند. بعضی از پرستاران تا چهل روز به خانه نرفته بودند. این سفر برایشان حالت معجزه داشت. همایش افتتاحیه خیلی خوب بود و فکر می‌کنم کادر درمان با حواله‌های کربلا خیلی در این همایش هیجان‌زده شد.»
 
امام رضا ما را طلبید
 
اکرم امیدی از بیمارستان شهید صدوقی یزد که تازه از راه رسیده و جز زائران مرحله سوم طرح است می‌گوید:«واقعیت امر این است که امام رضا (ع) ما را طلبید. من در چهار ماه اخیر چهار بار بلیت گرفتم برای مشهد ولی متأسفانه جور نمی‌شد و مجبور می‌شدم کنسل کنم. تا این‌که از بیمارستان تماس گرفتند در قرعه‌کشی اسم شما برای سفر به مشهد درآمده است. در این دو سال بچه‌های کادر درمان ازنظر روحی تحت‌فشار بودند. اینجا انرژی دوباره‌ای می‌گیرند. مخصوصاً که به نظر من سفر زیارتی نسبت به سفر سیاحتی و تفریحی تأثیرگذاری خیلی بیشتری دارد.»
 
زوج خوشبخت کرونایی که هر دو به سفر مشهد اعزام شدند
 
از بیمارستان محب یاس استان تهران یک تازه‌عروس و تازه‌داماد که به زوج کرونایی معروف‌اند به این سفر اعزام شده بودند که اتفاقاً یکی از آن‌ها حواله کربلا هم برنده شده بود. کیانوش رونقی که در کنار همسر جوانش ایستاده می‌گوید: «فکرش را هم نمی‌کردیم به این سفر بیاییم. به‌صورت خیلی اتفاقی به ما خبر دادند. اولش فکر کردیم دارند با ما شوخی می‌کنند. واقعاً برای ما غیرمنتظره بود. این سفر برای ما خیلی لازم بود. کاش موقعیتی شود که کادر درمان کل کشور به این سفر بیایند. این سفر معنوی خستگی را از تن آدم به درمی‌کند.»
 
او با ذوق و شوق در مورد چگونگی آشنایی با همسرش ادامه می‌دهد:«ما یک زوج کرونایی هستیم. دقیقه اوایل شیوع کرونا بود که در بیمارستان بهارلو باهم آشنا شدیم. من و همسرم به‌عنوان داوطلب برای کمک به بیماران کرونایی به بیمارستان بهارلو رفته بودیم.»
 
نازنین رقیبی؛ همسر وی نیز می‌گوید:« سفر فوق‌العاده‌ای بود. قابل وصف نیست. خیلی عالی بود. بهتر از این نمی‌شد . در قرعه‌کشی سفر کربلا برنده شدم. واقعاً ممنونیم. هیچ‌وقت از ذهنمان بیرون نمی‌رود.»
 
می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
ساعت 12:30 به سمت تهران پرواز دارم. برای آخرین بار به حرم امام رضا (ع) می‌روم. امروز اولین روز سومین مرحله از طرح زائران حرم رضوی است و بچه‌های اداره کل امور اجتماعی و مشارکت‌ها تا آخر هفته در مشهد باقی خواهند ماند. در این سه مرحله حدود هزار و پنجاه نفر از کادر درمان به این سفر اعزام شدند و در مرحله چهارم که احتمالاً ماه دیگر برگزار خواهد شد اوقاف پذیرای 300 نفر از مبلغان جهادی سلامت خواهد بود تا قدردان تلاش‌های بی‌چشم‌داشت این عزیزان هم باشد. بیش از ۳۲۱ موقوفه دارای درآمد به طرح زائران حرم رضوی مرتبط است و ۷۳۰ نیت در خصوص کمک به زوار امام رضا(ع) در کشور وجود دارد و در سالهای گذشته در قالب این طرح هر بار حدود 700 زائر به مشهد اعزام شده‌اند.
 
آخرین زیارت در این سفر برای من حال و هوای دیگری دارد. در حال خروج از صحن انقلاب اسلامی حرم دوباره به عقب برمی‌گردم و به گنبد و گلدسته و سقاخانه اسماعیل طلایی می‌نگرم و این شعر سعدی را با خود زمزمه می‌کنم: می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم/ خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم...  
 
و اینک دل‌های پاک پاکبانان و زیارت امام رضا(ع) و برنامه‌ریزی برای نهمین دوره
 
هواپیما با یک ساعت و نیم تأخیر می‌پرد. در راه به موضوع اعزام پاکبانان توسط اوقاف به مشهد در نهمین دوره طرح زائران حرم رضوی که به آقای معممی مقدم پیشنهاد داده بودم می‌اندیشم و اینکه ایشان چه قدر زود این پیشنهاد را قبول کرد و این پیشنهاد موافق طبعش آمد و از همان لحظه شروع کرد به برنامه‌ریزی برای اعزام پاکبانان به مشهد در سال آینده.
 
به گفته معممی مقدم بعضی از نقاط قوت هشتمین دوره طرح زائران حرم رضوی که برای اولین بار شکل گرفته همین دعوت از کادر بهداشت و درمان بوده است. وی در همین زمینه می‌گوید:« برای اولین بار بود که در این طرح دو معاون وزیر حضور داشتند. این طرح رضایتمندی کامل مدعوین را به همراه داشت. ممکن بود زائر عزیز ما در هنگام پذیرش کمی اذیت بشوند اما موقع خروج همه به‌اتفاق از این سفر راضی بوده‌اند. تولید محتوای مسابقه کتاب‌خوانی که به‌جای چاپ کتاب در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، یکی از ابتکارهای جالب اداره کل بود.»
 
معممی مقدم تصریح می‌کند:« اعطای حواله کربلا در قرعه‌کشی که در سه مراسم افتتاحیه انجام شد شیرین‌ترین و زیباترین جلوه این طرح بود که همگان شاهدش بودند. برنامه زیارت جمعی هم که با سخنرانی و مداحی همراه بود برنامه جالبی از آب درآمد.ان شا الله در سال آینده نهمین دوره این طرح با اعزام پاکبانان عزیز از سراسر کشور با همکاری با شهرداری‌ها اجرا خواهد شد.»