سهشنبه7بهمن1404
13:00
71
اماکن مذهبی؛ از موزه صدا تا کارگاه امید
دهه فجر در مساجد و امامزادهها، فرصتی است برای بازگشت به ریشههای اجتماعی و معنوی انقلاب؛ جایی که تاریخ، حال و آینده در هم تنیده میشوند.اگر دهه فجر در اماکن مذهبی و امامزادهها به روایتی از انسانهای گمنام و نیازهای امروز تبدیل شود، میتواند به کارگاهی برای امید و بازسازی جامعه تبدیل گردد.
دهه فجر در مساجد و امامزادهها، فرصتی است برای بازگشت به ریشههای اجتماعی و معنوی انقلاب؛ جایی که تاریخ، حال و آینده در هم تنیده میشوند.اگر دهه فجر در اماکن مذهبی و امامزادهها به روایتی از انسانهای گمنام و نیازهای امروز تبدیل شود، میتواند به کارگاهی برای امید و بازسازی جامعه تبدیل گردد.
دهه فجر در اماکن مذهبی مثل مساجد و امامزادههاو هیئات مذهبی و... اگر صرفاً به «یادبود تاریخی» تقلیل پیدا کند، نهایتاً به موزهای با بلندگو بدل میشود؛ پرصدا، محترم، اما بیاثر. اما اگر به «تمرین اکنون» وصل شود، میتواند به کارگاه امید تبدیل شود؛ جایی که گذشته فهم میشود ، حال لمس میگردد و آینده ممکن به نظر میرسد. در این میان، نقش مُبلغ تعیینکننده است: نه راوی محفوظات دیروز، بلکه مترجم نیازهای امروز.
انقلاب زمانی زنده میماند که از زاویه انسانهای گمنام روایت شود. زن خانهدار، کاسب محل، طلبه ناشناخته، نوجوان شهید و غیر شهید؛ همانهایی که انقلاب را زندگی کردند، نه فقط دربارهاش شعار دادند. روایت این چهرهها با یک عکس، خاطره کوتاه یا نامهای واقعی، انقلاب را از تریبون پایین میآورد و وارد کوچه میکند.مساجد و امامزادهها در تاریخ انقلاب فقط مکان عبادت نبودهاند؛ پناه اجتماعی بودهاند. پایگاه کمک، محل جمعآوری اعانه، مأمن دلهای مضطرب. مبلغ اگر بهجای سخنرانی انتزاعی، این کارکرد تاریخی را بازخوانی کند و نشان دهد امروز چگونه میتوان آن را برای معیشت، خانواده و جوانان بازتولید کرد، مساجد و امامزاده دوباره به «مسئلهگشا» تبدیل میشود.
انقلاب اگر به زندگی شخصی ترجمه نشود، در حد شعار سیاسی باقی میماند. استقلال، آزادی، عدالت و معنویت باید در مصرف، تربیت فرزند، شغل و مواجهه با رسانه معنا پیدا کند. این ترجمه، انقلاب را به اخلاق عملی بدل میکند؛ چیزی که مردم با آن زندگی میکنند، نه فقط دربارهاش حرف میزنند.
گفتوگو، مکمل ضروری منبر است. نه پرسشوپاسخهای شلوغ، بلکه چند دقیقه «یک دغدغه، یک پاسخ». دغدغهای واقعی که از قبل جمعآوری شده و پاسخی کوتاه و صادقانه. صداقت، در زمانه بیاعتمادی، از هر خطابهای اثرگذارتر است.
دهه فجر اگر برای نوجوانان نباشد، آیندهای نخواهد داشت. یک شب کامل با اجرای خود آنها(دکلمه، روایت، پرسش) و مُبلغی که نقش راهبر دارد، نه همهچیزدان. نوجوان وقتی دیده میشود، شنیده هم میشود.
انقلاب فقط گذشته نیست؛ وعده آینده است. گفتوگو درباره «ایرانِ ده سال بعد» با نگاهی واقعبینانه(نه اغراق، نه سیاهنمایی)انقلاب را از قاب عکس بیرون میآورد. انقلابی که آینده نداشته باشد، به یادبود تبدیل میشود.
روایت انتقادیِ درونگفتمانی، نشانه بلوغ است. گفتن اینکه انقلاب معصوم نیست اما زنده است، و تفکیک «نقد از درون» از «تخریب از بیرون»، اعتماد میسازد. انکار خطاها، ایمان نمیآورد؛ صداقت میآورد.
و در نهایت، کنش کوچک اما واقعی. هر امامزاده یک اقدام مشخص دهه فجری: کمک به یک خانواده، حل یک مشکل محلی، یا راهاندازی یک حلقه فکری و مهارتی. انقلاب با اقدامهای کوچک زنده میماند، نه با شعارهای بزرگ.
جمعبندی ساده است: مبلغ دهه فجر در امامزاده باید «امامِ روایت» باشد؛ گذشته را بفهمد، حال را لمس کند و آینده را ممکن نشان دهد. آنوقت دهه فجر از یک مناسبت تقویمی، به تجربهای زنده و ماندگار تبدیل میشود.
یادداشت از رضا معممی مقدم، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه