نشست تخصصی «اندیشههای امام علی (ع) در باب شکلگیری امت اسلامی مقاوم» با تبیین ابعاد راهبردی وحدت، استکبارستیزی و پیوند میان مقاومت و تمدنسازی با حضور رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه و جمعی از اندیشمندان برجسته و صاحبنظران کشورهای اسلامی به صورت وبینار برگزار شد؛ روایتی که در آن بر لزوم ایجاد شبکههای همکاری همافزا میان نخبگان و ساخت زیرساختهای نوین قدرت در جهان اسلام تأکید شد.
اولین نشست تخصصی با موضوع «اندیشههای امام علی (ع) در تشکیل امت اسلامی مقاوم»، امروز با حضور حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه و نماینده ولی فقیه، و جمعی از اندیشمندان برجسته و صاحبنظران کشورهای اسلامی در ستاد سازمان اوقاف برگزار شد.
در این نشست که با هدف بازخوانی مسئولیتهای تاریخی جهان اسلام در پرتو قرآن کریم و بحث پیرامون ضرورت ایجاد جبهه متحد مقاومت برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی در سخنان خود بر ضرورت گذار از تفرقه به سوی وحدت راهبردی تأکید کرد.
از پرسشهای بنیادین تا ضرورت بازخوانی رسالت پیامبر (ص)
حجت الاسلام خاموشی در ابتدای سخنان خود با طرح پرسشهایی بنیادین درباره وضعیت کنونی جهان اسلام، از انتظار پیامبر اعظم (ص) در برابر مظلومیت ملتهای مسلمان و سلطه قدرتهای استکباری سخن گفت. وی با اشاره به اینکه پیام اصلی بعثت، ساختن انسان موحد و جامعهای برخوردار از عزت و عدالت است، تأکید کرد که قرآن کریم، امت اسلامی را صرفاً مجموعهای از افراد نمیداند، بلکه آن را امتی دارای رسالت و هویت تاریخی معرفی میکند.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با بیان این مطلب که جهان اسلام از نظر جمعیت، جغرافیا، منابع طبیعی، سرمایه انسانی و میراث تمدنی دارای ظرفیتهای بینظیری است، خاطرنشان کرد: پرسش اصلی این است که چرا این ظرفیتها هنوز به قدرتی منسجم و مستقل در معادلات جهانی تبدیل نشدهاند؟ پاسخ این مسئله در سه محور تفرقه، وابستگی و فقدان اراده جمعی نهفته است.
وحدت؛ از فرمان الهی تا راهبرد تشکیل قدرت
حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی در محور نخست سخنان خود با تحلیل آیات قرآن کریم، وحدت را نه یک توصیه تشریفاتی، بلکه یک فرمان الهی و الزامی برای حیات عزتمندانه دانست. وی با استناد به آیه ۱۰۳ سوره آلعمران، بر مفهوم «اعتصام جمعی» به ریسمان الهی تأکید کرد و گفت: قرآن نمیگوید هر گروهی به تنهایی به ریسمان الهی چنگ بزند، بلکه همه را به اعتصامی جمعی فرا میخواند؛ این یعنی وحدت، بخشی از حقیقت دینداری اجتماعی است.
وی همچنین با اشاره به آیه ۴۶ سوره انفال، هشدار داد که نزاعهای داخلی منجر به سستی و از دست رفتن هیبت و قدرت جوامع میشود و افزود: دشمنان جهان اسلام بیش از قدرت مادی کشورهای مسلمان، از شکلگیری اراده مشترک و وحدت راهبردی آنها بیم دارند.
تفاوت میان وحدت و یکسانسازی اندیشهها
حجت الاسلام خاموشی با تبیین دیدگاه صحیح از مفهوم وحدت، تأکید کرد که وحدت به معنای حذف مذاهب، یکسانسازی اندیشهها یا نادیده گرفتن تفاوتهای تاریخی و فکری نیست، بلکه هدف، رسیدن به یک همگرایی راهبردی برای مقابله با سلطهگری و تحقق رسالت تمدنی امت اسلامی است.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه سخنان خود به تبیین مفهوم صحیح وحدت پرداخت و تأکید کرد که وحدت به معنای نادیده گرفتن تفاوتها نیست. وی اظهار داشت: وحدت یعنی اختلاف در اندیشه را به دشمنی در عمل تبدیل نکنیم و تفاوت در مذهب را مانع همکاری در سرنوشت مشترک خود قرار ندهیم. ما ممکن است در برخی مسائل فقهی و کلامی دیدگاههای متفاوتی داشته باشیم، اما در دفاع از قرآن، پیامبر اعظم (ص)، کرامت انسان، استقلال ملتها و حمایت از مظلومان، مسئولیتی مشترک داریم.
حجت الاسلام خاموشی با استناد به آیه ۹۲ سوره انبیاء «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً…»، یادآور شد که هویت مشترک امت اسلامی باید از سطح شعار و احساس، به سطح ساختار و اقدام ارتقا یابد.
وی افزود: وحدت اسلامی باید در عرصههای عملیاتی نظیر همکاریهای سیاسی و دیپلماتیک، همگرایی اقتصادی، تعاملات علمی، هماهنگی رسانهای و حمایتهای عملی از ملتهای مظلوم تجلی پیدا کند.
نقش راهبردی نخبگان و ضرورت گذار به «وحدت اقدا»
وی با خطاب قرار دادن نخبگان جهان اسلام، بر نقش کلیدی آنان در این مسیر تأکید کرد و گفت: نخبگان نباید تنها به تکرار ضرورت وحدت بسنده کنند، بلکه وظیفه دارند برای این هدف، ادبیات مشترک، سازوکارهای اجرایی و نهادهای همکاری ایجاد نمایند.
تأکید بر روحیه عزت و خودباوری در برابر استکبار
حجتالاسلام والمسلمین خاموشی، همچنین بر ضرورت تقویت روحیه عزت و خودباوری در میان مسلمانان تأکید کرد و با استناد به آیه ۱۳۹ سوره آلعمران «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا…»، خاطرنشان کرد که مؤمنان نباید در برابر فشارها و تهدیدهای استکبار، دچار سستی یا اندوه شوند.
وی تصریح کرد: عزت امت اسلامی از ایمان، خودباوری، انسجام و اعتماد به وعدههای الهی سرچشمه میگیرد. امت اسلامی نباید با وجود برخورداری از چنین پشتوانه عظیم ایمانی و تمدنی، گرفتار احساس ضعف و ناتوانی شود. قدرت واقعی زمانی حاصل میشود که امت اسلامی از مرحله «وحدت اعتقادی» به «وحدت اراده» و در نهایت به «وحدت اقدام» دست یابد.
استکبارستیزی؛ تقابل توحید با منطق سلطه و برتریجویی
در بخش دیگر سخنان رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، موضوع استکبارستیزی و پیوند ناگسستنی آن با مفهوم توحید مورد بحث قرار گرفت. حجت الاسلام خاموشی با تبیین مبانی قرآنی این موضوع، اظهار داشت: اساس دعوت تمامی پیامبران الهی، بندگی خدا و رهایی انسان از سلطه طاغوت بوده است.
وی با استناد به آیه ۳۶ سوره نحل، تأکید کرد: توحید و نفی طاغوت دو حقیقت جداییناپذیرند و جامعه موحد، جامعهای است که هرگز اراده و سرنوشت خود را به قدرتهای سلطهگر واگذار نمیکند.
وی با تعریف مفهومی استکبار، آن را فراتر از یک دولت یا قدرت سیاسی دانست و گفت: استکبار یک منطق است؛ منطق برتریجویی، تحقیر دیگران، تحمیل اراده، تصاحب منابع و جلوگیری از استقلال ملتها. قرآن کریم در مقابل این رفتار، خواهان عدالت و پرهیز از برتریجویی و فساد در زمین است.
وی تأکید کرد که استکبارستیزی در منطق اسلام، نه بر پایه نفرتهای قومی و مذهبی، بلکه بر مبنای عدالت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم استوار است.
فلسطین؛ آزمون وجدان دینی و مسئولیت در برابر مستضعفان
حجتالاسلام والمسلمین خاموشی با نقد سیاستهای ایالات متحده آمریکا و عملکرد رژیم صهیونیستی در منطقه، مسئله فلسطین را فراتر از یک اختلاف سیاسی یا جغرافیایی توصیف کرد و با اشاره به آیه ۷۵ سوره نساء، مسلمانان را به مسئولیت در برابر رنجهای مردم فلسطین فراخواند و افزود: نمیتوان مدعی پیروی از پیامبر رحمت بود و در برابر کشتار کودکان، تخریب خانهها و محرومیت انسانها از ابتداییترین حقوقشان سکوت کرد. مسئله فلسطین، آزمونی برای وجدان دینی مسلمانان است.
فرمول مقابله با استکبار؛ گذار از نفی سلطه به ساخت قدرت
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در بخش پایانی سخنان خود، دیدگاه جدیدی را درباره استکبارستیزی مطرح و تأکید گرد که مقاومت واقعی تنها در مخالفت سیاسی یا نظامی خلاصه نمیشود.
وی تصریح کرد: مقاومت واقعی، ساختن قدرتی است که دشمن نتواند اراده خود را بر آن تحمیل کند. این قدرت باید در تمامی عرصهها شکل بگیرد.
وی بر ضرورت ایجاد توانمندی در حوزههای مختلف مانند عرصه سیاسی؛ (حفظ استقلال و اقتدار در تصمیمگیری)، عرصه اقتصادی؛ (کاهش وابستگی و تقویت تولید و تجارت درونمنطقهای)، عرصه علمی و فناوری؛ (دستیابی به دانش و توانمندیهای راهبردی)، عرصه فرهنگی؛ (صیانت از هویت، تاریخ و ارزشهای اسلامی)، عرصه رسانهای؛ (مقابله با تحریف حقیقت و شکستن انحصار روایتها) و عرصه اجتماعی؛ (تقویت امید، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی) تاکید کرد.
حجت الاسلام خاموشی در جمع شرکتکنندگان هشدار داد که وابستگی علمی و اقتصادی، حتی با وجود منابع طبیعی فراوان، مانع از تحقق استقلال واقعی خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: ما تنها با نفی سلطه به استقلال نمیرسیم؛ بلکه باید با خوداتکایی و خودباوری، توان اداره مستقل سرنوشت خود را به دست آوریم.
وحدت ساحات جبهه مقاومت؛ از همگرایی تا همافزایی ساختاری
در محور سوم سخنان رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، بر ضرورت گذار از وحدتهای ساده به سوی «وحدت ساحات جبهه مقاومت» تأکید شد و با تبیین این مفهوم، اظهار داشت که مقاومت نباید در یک جغرافیا یا جریان محدود شود، بلکه باید به عنوان یک «منظومه چندساحتی» شامل عرصههای اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی، رسانهای و امنیتی تعریف شود.
وی با استناد به آیه ۴ سوره صف و توصیف مؤمنان به «بنیان مرصوص» (بنای استوار و بههمپیوسته)، بر اهمیت انسجام اجزا تأکید کرد و گفت: همانگونه که استحکام یک بنا به اتصال اجزای آن بستگی دارد، قدرت جهان اسلام نیز تنها با پیوند ظرفیتهای پراکنده و تبدیل آنها به یک قدرت همافزا محقق میشود.
نصرت الهی؛ وعدهای مشروط به مجاهدت و عمل
حجتالاسلام والمسلمین خاموشی در ادامه، به بررسی اصل «نصرت الهی» پرداخت و با اشاره به آیه ۴۰ سوره حج، خاطرنشان کرد که وعده یاری خداوند، نیازمند پاسخگویی مسئولانه انسانهاست.
وی اظهار داشت: نصرت الهی با ادعا و شعار حاصل نمیشود، بلکه مستلزم ایمان، مجاهدت، اخلاص و عمل در تمامی میدانها از جمله علم، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و دفاع از مظلومان است. وعده نصرت الهی، مسئولیت ما را کاهش نمیدهد، بلکه آن را سنگینتر میکند.
توسعه مفهوم قدرت؛ فراتر از توان نظامی
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه همچنین بر ضرورت «قدرتسازی مستمر» با استناد به آیه ۶۰ سوره انفال تأکید کرد و با تبیین تعبیر «ما استطعتم» (هر آنچه در توان دارید)، یادآور شد که مفهوم قدرت در عصر حاضر، تنها به توان نظامی محدود نمیشود.
حجت الاسلام خاموشی با اشاره به این ضرورت، افزود: قدرت علمی، فناوری، اقتصادی، فرهنگی، رسانهای، اجتماعی و سیاسی، از مؤلفههای اصلی اقتدار ملتهاست. جامعهای که توان تولید علم، ثروت، فناوری، اندیشه و روایت را نداشته باشد، در برابر اراده قدرتهای سلطهگر آسیبپذیر خواهد بود. بنابراین، آمادگی و اقتدار باید به یک برنامه مستمر و جامع در جهان اسلام تبدیل شود تا بتوان از عزت و استقلال خود دفاع کرد.
ارائه نقشه راه چهارگانه برای تحقق اقتدار جهان اسلام
همچنین، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با ارائه یک ساختار عملیاتی، چهار سطح از همکاری و وحدت را برای جریانها و نیروهای مختلف جهان اسلام ضروری دانست.
حجت الاسلام خاموشی در سطح نخست، بر «وحدت گفتمانی و هویتی» تأکید کرد و گفت: جریانهای مختلف جهان اسلام نیازمند درک مشترک از تهدیدها و اهداف راهبردی هستند. بدون داشتن ادبیات مشترک، امکان اقدام هماهنگ وجود ندارد. ما باید بر مفاهیمی همچون استقلال، عدالت، کرامت انسانی و حمایت از مستضعفان به عنوان اصول مشترک تأکید کنیم.
وی در سطح دوم، بر ضرورت «وحدت سیاسی و دیپلماتیک» تأکید کرد و افزود: ظرفیت کشورهای اسلامی و نهادهای بینالمللی باید برای دفاع از حقوق ملتها فعالتر شود. مسئله فلسطین نباید تنها در مقاطع بحرانی و حوادث رسانهای در دستور کار باشد، بلکه باید به یک موضوع مستمر در همکاریهای سیاسی و دیپلماتیک کشورهای اسلامی تبدیل شود.
در سطح سوم، حجتالاسلام والمسلمین خاموشی به اهمیت «وحدت رسانهای و فرهنگی» پرداخت و میدان روایتها را یکی از حیاتیترین عرصههای نبرد امروز دانست.
وی تصریح کرد: قدرتهای سلطهگر تنها به دنبال تسلط بر سرزمینها نیستند، بلکه به دنبال تسلط بر ذهنها و ادراک ملتها هستند. نخبگان، دانشگاهیان و رسانهها باید برای تولید روایت مشترک از مسائل جهان اسلام و انتقال حقیقت به افکار عمومی جهانی، همکاریهای مؤثری داشته باشند.
در سطح چهارم، وی بر «هم افزایی علمی، اقتصادی و اجتماعی» تأکید کرد و گفت: قدرت پایدار بدون پشتوانه علمی، اقتصادی و اجتماعی شکل نمیگیرد. همکاری دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان و نهادهای اقتصادی کشورهای اسلامی، میتواند ظرفیتهای تازهای برای استقلال جهان اسلام ایجاد کند.
مقاومت؛ پیوند اراده با عدالت و پیشرفت
حجت الاسلام خاموشی در سخنان پایانی خود با تأکید بر ریشههای ماندگاری مقاومت، خاطرنشان کرد: جبهه مقاومت تنها مجموعهای از بازیگران سیاسی یا نظامی نیست، بلکه ریشه اصلی قدرت آن در ایمان، اراده، آگاهی و حمایت ملتها نهفته است.
وی تأکید کرد: مقاومت تنها زمانی ماندگار و اثربخش خواهد بود که با عدالت اجتماعی، خدمت به مردم، پیشرفت علمی، ایجاد امید به آینده و ارتقای کیفیت زندگی جوامع پیوند بخورد.
پیوند مقاومت با تمدنسازی؛ فراتر از ایستادگی، ضرورت ساختن
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه سخنان خود، نگاهی نو به مفهوم مقاومت ارائه و تأکید کرد که مقاومت نباید تنها در قالب «واکنش» تعریف شود، بلکه باید با «تمدنسازی» پیوند بخورد.
وی تصریح کرد: مقاومت اگر به پیشرفت، عدالت و کرامت مردم منتهی نشود، تمام ظرفیت خود را به ظهور نرسانده است. تمدن اسلامی تنها با ایستادگی در برابر دشمن شکل نمیگیرد، بلکه با ساختن جامعهای برخوردار از علم، عدالت، معنویت، رفاه و استقلال محقق میشود.
حجت الاسلام خاموشی با تبیین این دیدگاه افزود: ما به مقاومتی نیاز داریم که هم در برابر سلطه ایستادگی کند و هم در درون خود قدرت تولید علم، فرهنگ، اقتصاد و امید را داشته باشد. همچنین باید دانست که وحدت جبهه مقاومت به معنای یکسانسازی تمامی دیدگاهها نیست، بلکه به معنای هماهنگی در اصول و اهداف مشترک، با احترام به استقلال و اقتضائات هر جامعه است.
فراخوان برای نخبگان؛ گذار از «بیان ضرورت» به «طراحی سازوکار»
در بخش جمعبندی، حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی با خطاب قرار دادن نخبگان، اساتید و اندیشمندان جهان اسلام، بر مسئولیت تاریخی آنان تأکید کرد و با بازخوانی محورهای اصلی سخنان خود، بر سه نکته کلیدی ضرورت الهی و راهبردی وحدت برای مقابله با تفرقه؛ پیوند ناگسستنی توحید با مبارزه با سلطه طاغوت و دفاع از کرامت انسان و ضرورت تبدیل مقاومت به یک قدرت پایدار از طریق همافزایی ظرفیتها تاکید کرد.
وی با اشاره به چالشهای پیش رو، خاطرنشان کرد: امروز جهان اسلام بیش از آنکه به تکرار ضرورتها نیاز داشته باشد، به طراحی سازوکارهای تحقق آنها نیازمند است. ما باید از مرحله گفتوگو درباره وحدت، به مرحله سازماندهی همکاریهای مشترک و از بیان ضرورت مقاومت، به سمت ساخت زیرساختهای قدرت حرکت کنیم.
دعوت به تشکیل شبکههای همکاری بینالمللی
رئیس سازمان اوقاف در پایان، خواستار تشکیل شبکههای گسترده همکاری میان اندیشمندان، دانشگاهیان، شخصیتهای سیاسی، نهادهای فرهنگی و رسانهها شد تا ظرفیتهای پراکنده جهان اسلام شناسایی و در مسیر اهداف مشترک سازماندهی شوند.
وی با استناد به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»، مسئولیت تحول را متوجه خودِ ملتها دانست و تأکید کرد: اگر خواهان عزت هستیم، باید اراده عزت را تقویت کنیم؛ اگر خواهان استقلال هستیم، باید قدرت علمی و اقتصادی خود را بسازیم و اگر خواهان وحدت هستیم، باید از منافع محدود و رقابتهای فرساینده عبور کنیم.
حجت الاسلام خاموشی در آخرین کلام خود، جهان اسلام را یک پیکره واحد دانست و یادآور شد: رنج فلسطین، مسئله همه وجدانهای بیدار جهان است. امروز وظیفه ما این است که نگذاریم ظرفیت عظیم امت اسلامی در حصار تفرقه و وابستگی باقی بماند. باید وحدت را از شعار به راهبرد، مقاومت را از واکنش به منطق پایدار و همدلی را از احساس به همکاری عملی تبدیل کنیم.
در ادامه، متن کامل این گزارش به زبان عربی تقدیم میگردد:
النص الکامل للتقریر باللغة العربیة:
استعادة المسؤولية التاريخية للعالم الإسلامي في ضوء القرآن الكريم
من وحدة الأمة الإسلامية إلى تشكّل القوة الحضارية وجبهة المقاومة الموحدة
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين.
أيها الأساتذة والباحثون والنخب الکرام، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
نحمد الله تعالى الذي وفّقنا للحضور في هذا الجمع من الباحثین وأصحاب الرأي في العالم الإسلامي، وللحوار حول واحدة من أهم القضايا المصيرية للأمة الإسلامية.
اسمحوا لي أن أبدأ كلمتي بسؤال جوهري: لو كان النبي الأعظم محمد صلى الله عليه وآله وسلم بين الأمة اليوم، فما الذي كان يتوقعه منا إزاء أوضاع العالم الإسلامي، ومظلومية الشعوب المسلمة، وهيمنة القوى الاستكبارية؟ هل كان يطلب منا أن نبقى أسرى الخلافات التاريخية والمذهبية؟ وهل كان يقبل أن المسلمين، رغم امتلاكهم كتاباً واحداً ونبياً واحداً وقبلة واحدة، ورغم ما لديهم من إمكانات بشرية واقتصادية وجغرافية هائلة، لا يشعرون بالمسؤولية تجاه مصير بعضهم بعضاً؟
لا شك أن الرسالة الأساسية للبعثة النبوية هي بناء الإنسان الموحّد والمجتمع الذي يتمتع بالعزة والعدالة وتحمل المسؤولية. كما أن القرآن الكريم لا يعرّف الأمة الإسلامية بأنها مجرد مجموعة من الأفراد والمجتمعات المتفقة في العقيدة، بل يعدّها أمة ذات رسالة وهوية ومسؤولية تاريخية.
وأرى أن إحدى القضايا الأساسية في العالم الإسلامي اليوم هي الفجوة بين الإمكانات الهائلة للأمة الإسلامية ومكانتها الفعلية في المعادلات العالمية. فنحن نمتلك، من حيث عدد السكان والجغرافيا والموارد الطبيعية ورأس المال البشري والتراث العلمي والحضاري والموقع الاستراتيجي، إمكانات استثنائي.
لكن السؤال هو: لماذا لم تتحول هذه الإمكانات إلى قوة متماسكة ومستقلة وفاعلة في العالم؟
ينبغي البحث عن الجواب في عدة أمور: التفرقة، والتبعية، وغياب الإرادة الجماعية، والعجز عن تحويل الموارد المتفرقة إلى قوة مشتركة.
ومن هذا المنطلق، فإن إعادة قراءة المسؤولية التاريخية للعالم الإسلامي في ضوء القرآن الكريم تقودنا إلى حقائق أساسية عدة:
1. إن وحدة الأمة الإسلامية شرط لتشكّل القوة والعزة للعالم الإسلامي.
2.إن مقاومة الاستكبار ورفض الهيمنة من لوازم تحقيق التوحيد الاجتماعي واستقلال الأمة الإسلامية.
3. إن المقاومة لا تتحول إلى قوة مستدامة وصانعة للحضارة إلا عندما ترتبط جميع إمكانات العالم الإسلامي في مختلف المجالات بعضها ببعض.
المحور الأول: وحدة الأمة الإسلامية؛ من توصية دينية إلى استراتيجية لبناء القوة.
القضية الأولى هي وحدة الأمة الإسلامية. فالوحدة في المنطق القرآني ليست توصية شكلية، ولا مصلحة مرحلية، ولا مجرد ضرورة دبلوماسية، بل هي أمر إلهي ومن مستلزمات الحياة الكريمة للمجتمع الإسلامي.
يقول الله تعالى في الآية 103 من سورة آل عمران: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾. في هذه الآية أمران متلازمان: الاعتصام بحبل الله، واجتناب التفرّق. واللافت هو كلمة «جميعاً»؛ فالقرآن لا يقول إن على كل فرد أو جماعة أن يعتصم بحبل الله منفرداً، بل يدعو الجميع إلى الاعتصام الجماعي. وهذا يعني أن الوحدة جزء من حقيقة التدين الاجتماعي.
وفي تتمة الآية نفسها، يذكّر الله المسلمين بتجربتهم التاريخية، حين تحولت العداوات إلى أخوّة، والتأمت بفضل الله القلوب التي كانت متباعدة. ومن ثم، فالوحدة ليست أملاً بعيد المنال، بل تجربة تاريخية وإمكان واقعي.
ونقرأ في الآية 46 من سورة الأنفال: ﴿وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ﴾. أي لا تتنازعوا فتضعفوا وتذهب قوتكم وهيبتكم. وتبيّن هذه الآية قاعدة أساسية في الحياة الاجتماعية والسياسية للمجتمعات، وهي أن النزاع الداخلي يستنزف القوة الجماعية.
ينبغي أن نلتفت إلى أن أعداء العالم الإسلامي لا يقلقهم، أكثر من أي شيء آخر، مقدار القوة المادية للدول الإسلامية بقدر ما يقلقهم تشكّل إرادة مشتركة ووحدة استراتيجية بينها. فالعالم الاستكباري يدرك جيداً أن اجتماع الإمكانات البشرية والاقتصادية والعلمية والسياسية والجغرافية للعالم الإسلامي سيغيّر معادلات القوة في العالم. ولذلك، فإن من أهم استراتيجيات نظام الهيمنة تحويل الاختلافات الطبيعية إلى صراعات استنزافية، وتحويل التباينات المذهبية والقومية إلى شروخ سياسية واجتماعية.
لكنني أؤكد أن الوحدة لا تعني إلغاء المذاهب، أو توحيد الأفكار قسراً، أو تجاهل الاختلافات التاريخية والفكرية. إنما تعني ألا نحوّل الاختلاف في الرأي إلى عداوة في الممارسة، وألا نجعل التباين المذهبي عائقاً أمام التعاون في مصيرنا المشترك. قد تختلف آراؤنا في بعض المسائل الفقهية والكلامية، لكننا نتحمل مسؤولية مشتركة في الدفاع عن القرآن والنبي الأعظم صلى الله عليه وآله وسلم وكرامة الإنسان واستقلال الشعوب، ومواجهة الاحتلال، ونصرة المظلومين.
يقول القرآن الكريم في الآية 92 من سورة الأنبياء: ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾. إن هذه الأمة أمتكم، أمة واحدة، وأنا ربكم فاعبدون.
ينبغي اليوم أن نرتقي بهذه الهوية المشتركة من مستوى الشعور والشعار إلى مستوى البُنى والعمل. ويجب أن تتجلى الوحدة الإسلامية في التعاون السياسي والدبلوماسي، والتكامل الاقتصادي والتجاري، والتفاعلات العلمية والجامعية، والتآزر الإعلامي والثقافي، والدعم العملي للشعوب المظلومة. وتقع على نخب العالم الإسلامي مسؤولية خاصة في هذا المجال؛ إذ ينبغي لها، بدلاً من تكرار الدعوة إلى الوحدة، أن تعمل على إيجاد خطاب مشترك وآليات تنفيذية ومؤسسات للتعاون.
وإلى جانب الدعوة إلى الوحدة، يبعث القرآن الكريم في الأمة الإسلامية روح العزة والثقة بالذات. يقول الله تعالى في الآية 139 من سورة آل عمران: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾. أي لا تضعفوا ولا تحزنوا، فأنتم الأعلون إن كنتم مؤمنين.
تعلمنا هذه الآية أن المؤمنين ينبغي ألا يفقدوا معنوياتهم أمام الضغوط والتهديدات والإخفاقات المرحلية. فعزة الأمة الإسلامية تنبع من الإيمان والثقة بالذات والتماسك والثقة بوعد الله. ولا ينبغي للأمة الإسلامية، رغم ما تمتلكه من رصيد إيماني وحضاري عظيم، أن تستسلم للشعور بالضعف والعجز. إن الأمة الإسلامية لا تتحول إلى قوة إلا عندما تنتقل من الوحدة العقدية إلى وحدة الإرادة، ومن وحدة الإرادة إلى وحدة العمل.
المحور الثاني: مقاومة الاستكبار؛ التوحيد في مواجهة منطق الهيمنة
القضية الثانية هي مقاومة الاستكبار ومواجهة نظام الهيمنة. ولفهم هذا الموضوع فهماً صحيحاً، ينبغي أن نعود إلى أسسه القرآنية. فقد قامت دعوة جميع الأنبياء الإلهيين على دعوة الناس إلى عبادة الله وتحرير الإنسان من هيمنة الطاغوت.
يقول الله تعالى في الآية 36 من سورة النحل: ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ﴾. وتبيّن هذه الآية أن التوحيد ونفي الطاغوت حقيقتان لا تنفصل إحداهما عن الأخرى. فالتوحيد ليس اعتقاداً فردياً وذهنياً فحسب، بل له معنى أيضاً في المجال الاجتماعي. فالمجتمع الموحّد هو المجتمع الذي لا يسلّم إرادته ومصيره لقوى الهيمنة.
ليس لأي قوة الحق في أن تعدّ نفسها مالكة للشعوب، أو تنهب مواردها، أو تقيّد استقلالها، أو تفرض عليها إرادتها السياسية والثقافية. ومن هذا المنظور، فالاستكبار ليس مجرد دولة أو قوة سياسية، بل هو منطق قوامه التعالي، واحتقار الآخرين، وفرض الإرادة، والاستيلاء على الموارد، ومنع الشعوب من الاستقلال.
يقول القرآن الكريم في الآية 83 من سورة القصص: ﴿تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا﴾.
وفي المقابل، يدعو القرآن الكريم المسلمين إلى العدل حتى مع الذين يعادونهم: ﴿اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى﴾ (المائدة: 8). وبناءً على ذلك، فإن مقاومة الاستكبار في المنطق الإسلامي لا تقوم على الكراهية القومية أو المذهبية، بل تستند إلى العدالة والكرامة الإنسانية ومواجهة الظلم والعدوان.
وبهذا المعيار القرآني ينبغي نقد سياسات الولايات المتحدة الأمريكية وأداء الكيان الصهيوني في المنطقة ودراستهما. فقضية فلسطين اليوم ليست مجرد قضية أرض أو خلاف سياسي، بل هي قضية احتلال وسلب حقوق شعب وتهجير البشر وقتل المدنيين وإنكار حق تقرير المصير.
يقول القرآن الكريم في الآية 75 من سورة النساء: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ﴾. وتستنهض هذه الآية الوجدان الديني للمسلمين وتحملهم المسؤولية تجاه مصير المستضعفين. فلا يمكن الحديث عن القرآن واللامبالاة تجاه معاناة الشعب الفلسطيني؛ ولا يمكن ادعاء الاقتداء بنبي الرحمة والصمت إزاء قتل الأطفال وتدمير المنازل وحرمان البشر من أبسط حقوقهم. كما لا يمكن الحديث عن عزة الأمة الإسلامية وقبول إذلال الشعوب وفرض القوى الخارجية إرادتها عليها.
وينبغي الالتفات إلى أن مقاومة الاستكبار لا تقتصر على المعارضة السياسية أو المواجهة العسكرية. فالمقاومة الحقيقية ليست مجرد الصمود أمام قوة العدو، بل هي بناء قوة لا يستطيع العدو فرض إرادته عليها. وينبغي أن تتشكل هذه القوة في مختلف المجالات: سياسياً، من خلال الحفاظ على استقلال الشعوب وقدرتها على اتخاذ القرار؛ واقتصادياً، عبر تقليل التبعية وتعزيز الإنتاج والتجارة البينية؛ وعلمياً وتقنياً، من خلال امتلاك المعرفة والقدرات الاستراتيجية؛ وثقافياً، عبر صون الهوية والتاريخ والقيم الإسلامية؛ وإعلامياً، من خلال مواجهة تحريف الحقائق واحتكار الروايات؛ واجتماعياً، عبر تعزيز الأمل والثقة العامة ورأس المال الاجتماعي.
إذا كان العالم الإسلامي تابعاً علمياً واقتصادياً، فإن وفرة موارده الطبيعية وحدها لن تحقق له الاستقلال. وإذا لم نمتلك القدرة الإعلامية على صياغة الرواية، فقد تختفي الحقيقة نفسها وسط ضجيج دعاية الأعداء. وإذا أصابنا الاغتراب الثقافي والهوياتي، فسيصبح استقلالنا السياسي أيضاً عرضة للتهديد.
لذلك، يجب أن تقترن مقاومة الاستكبار بالاعتماد على الذات والثقة بها وبناء القوة الداخلية. فنحن لا نبلغ الاستقلال بمجرد رفض الهيمنة، بل ينبغي لنا أيضاً أن نكتسب القدرة على إدارة شؤوننا ومصيرنا بصورة مستقلة.
المحور الثالث: توحيد ساحات جبهة المقاومة؛ من التضامن إلى التآزر الاستراتيجي
القضية الثالثة هي ضرورة توحيد إمكانات جبهة المقاومة وتعزيز التآزر بينها. وينبغي أن ندرك أن المقاومة لا يجوز حصرها
في جغرافيا واحدة، أو تيار واحد، أو مجال واحد. فالمقاومة، بمفهومها الشامل، منظومة متعددة الأبعاد تشمل المجالات العقائدية والثقافية والاجتماعية والسياسية والاقتصادية والعلمية والإعلامية والأمنية.
إذا كنا نعدّ وحدة الأمة الإسلامية شرطاً لتشكّل القوة، فعلينا أن نعدّ التآزر بين إمكانات المقاومة من مستلزمات تحقيق هذه القوة.
يقول القرآن الكريم في الآية 4 من سورة الصف: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾. أي إن الله يحب الذين يجاهدون في سبيله صفاً متراصاً كأنهم بنيان متماسك.
إن تعبير بنيان مرصوص» ذو دلالة عميقة؛ ففي البناء المتين، يحتل كل جزء موضعه، ويرتبط بالأجزاء الأخرى مع احتفاظه بخصوصيته. ولا تتوقف متانة البناء على جودة مواده فحسب، بل تعتمد أيضاً على مدى اتصال أجزائه وتماسكها. وكذلك العالم الإسلامي، فهو يمتلك إمكانات كثيرة، لكن القضية الأساسية تكمن في كيفية ربط هذه الإمكانات بعضها ببعض وتحويلها إلى قوة متآزرة.
وهنا ينبغي أن نلتفت إلى مبدأ قرآني آخر، هو مبدأ النصر الإلهي. يقول الله تعالى في الآية 40 من سورة الحج: ﴿وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾. أي إن الله سينصر حتماً من ينصر دينه، وإن الله لقوي عزيز.
تمثل هذه الآية وعداً إلهياً ومسؤولية كبرى في الوقت نفسه. فالنصر الإلهي لا يتحقق بالادعاء والشعارات، بل يحتاج إلى الإيمان والجهاد والصمود والإخلاص والعمل. وعلينا أن نؤدي دورنا في نصرة الحق، في ميادين العلم والثقافة والاقتصاد والسياسة والإعلام والدفاع عن المظلومين. إن الإيمان بوعد النصر الإلهي لا يخفف مسؤوليتنا، بل يزيدها ثقلاً.
وإلى جانب الإيمان بالنصر الإلهي، يأمرنا القرآن الكريم بالاستعداد وبناء القوة. يقول الله تعالى في الآية 60 من سورة الأنفال: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾. وتقرر هذه الآية مبدأ استراتيجياً، وهو أن المجتمع الإسلامي لا يستطيع الدفاع عن عزته واستقلاله بالآمال والشعارات وحدها، بل عليه أن يوفر القوة التي تتناسب مع التهديدات والمسؤوليات الملقاة على عاتقه.
واللافت في هذه الآية هو تعبير (( ما استطعتم))، أي بقدر كل ما تملكون من طاقة وإمكان. واليوم لا يقتصر مفهوم القوة على القوة العسكرية، بل تشمل عناصر قوة الأمم أيضاً القوة العلمية والتكنولوجية والاقتصادية والثقافية والإعلامية والاجتماعية والسياسية. فالمجتمع الذي لا يمتلك القدرة على إنتاج العلم والثروة والتكنولوجيا والفكر والرواية سيكون عرضة للضعف أمام إرادة القوى المهيمنة.
وعليه، ينبغي أن يتحول الاستعداد والاقتدار إلى برنامج مستمر في العالم الإسلامي. ويبدو أن هناك أربعة مستويات من الوحدة والتعاون ينبغي إيلاؤها اهتماماً جاداً:
أولاً: الوحدة الخطابية والهوياتية. ينبغي للتيارات والقوى المختلفة في العالم الإسلامي أن تمتلك فهماً مشتركاً للقضايا الأساسية والتهديدات المشتركة والأهداف الاستراتيجية. فلا يمكن القيام بعمل منسق من دون خطاب مشترك. وينبغي التأكيد على مفاهيم مثل الاستقلال والعدالة والكرامة الإنسانية ومواجهة الاحتلال ونصرة المستضعفين وعزة الأمة الإسلامية بوصفها مبادئ مشتركة.
ثانياً: الوحدة السياسية والدبلوماسية. ينبغي تفعيل إمكانات الدول الإسلامية والمؤسسات الدولية بصورة أكبر للدفاع عن حقوق الشعوب ومواجهة الأعمال المنتهكة للقانون الدولي. ويجب ألا تبقى قضية فلسطين على جدول أعمال العالم الإسلامي في أوقات الأزمات والأحداث الإعلامية فحسب، بل ينبغي أن تصبح موضوعاً دائماً للتعاون السياسي والدبلوماسي بين الدول الإسلامية.
ثالثاً: الوحدة الإعلامية والثقافية. إن أحد أهم ميادين المواجهة اليوم هو ميدان الروايات. فالقوى المهيمنة لا تسعى إلى السيطرة على الأراضي فحسب، بل تحاول أيضاً السيطرة على عقول الشعوب وإدراكاتها وتصوراتها للواقع. وإذا لم تُعرض الحقيقة عرضاً صحيحاً، فستحل محلها روايات محرّفة. ومن هنا، ينبغي للنخب والأكاديميين والمفكرين ووسائل الإعلام والناشطين الثقافيين في العالم الإسلامي أن يعززوا تعاونهم لإنتاج رواية مشتركة بشأن قضايا العالم الإسلامي ونقل الحقيقة إلى الرأي العام العالمي.
رابعاً: التآزر العلمي والاقتصادي والاجتماعي. لا تتشكل القوة المستدامة من دون سند علمي واقتصادي واجتماعي. ويمكن للتعاون بين الجامعات ومراكز البحوث والشركات القائمة على المعرفة والمؤسسات الاقتصادية والهيئات الثقافية ومنظمات المجتمع المدني في الدول الإسلامية أن يخلق إمكانات جديدة لتقدم العالم الإسلامي واستقلاله.
وفي هذا السياق، ينبغي أن نلتفت إلى حقيقة أساسية، وهي أن جبهة المقاومة ليست مجرد مجموعة من الفاعلين السياسيين أو العسكريين؛ بل إن جذور قوتها الأساسية تكمن في إيمان الشعوب وإرادتها ووعيها ودعمها.
وتكون المقاومة مستدامة وفاعلة عندما ترتبط بالعدالة الاجتماعية وخدمة الناس والتقدم العلمي والأمل بالمستقبل وتحسين نوعية حياة المجتمعات. وإذا لم تؤدِّ المقاومة إلى التقدم والعدالة وصون كرامة الناس، فإنها لن تستثمر جميع إمكاناتها.
ومن هنا، ينبغي إقامة صلة بين المقاومة وصناعة الحضارة. فالحضارة الإسلامية لا تتشكل بمجرد الصمود في وجه العدو، بل تتحقق ببناء مجتمع يتمتع بالعلم والعدالة والمعنوية والأمن والرفاه والاستقلال والعزة. نحن بحاجة إلى مقاومة تصمد في وجه الهيمنة، وتمتلك في داخلها أيضاً القدرة على إنتاج العلم والثقافة والاقتصاد والأمل.
كما أن وحدة جبهة المقاومة لا تعني توحيد جميع الآراء والظروف في البلدان المختلفة، بل تعني التنسيق في المبادئ والأهداف المشتركة، مع احترام استقلال كل مجتمع وخصوصياته.
الخلاصة: المسؤولية التاريخية لنخب العالم الإسلامي
أيها الأساتذة الكرام،
اسمحوا لي أن أختتم كلمتي ببضع نقاط:
أولاً، إن القرآن الكريم يعرّف الوحدة بأنها ضرورة إلهية واستراتيجية. فالتفرقة تستنزف قوة الأمة، بينما تحوّل الوحدة الإمكانات المتفرقة إلى قوة مشتركة.
ثانياً، إن التوحيد الحقيقي لا ينسجم مع قبول هيمنة الطاغوت على مصير الشعوب. فالدفاع عن الاستقلال وكرامة الإنسان ونصرة المظلومين جزء من مسؤوليتنا الدينية والإنسانية.
ثالثاً، إن المقاومة لا تستطيع أن تتحول إلى قوة مستدامة وصانعة للحضارة من دون التماسك والتآزر بين الإمكانات.
لكن النقطة المهمة هي أن العالم الإسلامي اليوم، أكثر من حاجته إلى تكرار الحديث عن الضرورات، يحتاج إلى تصميم الآليات الكفيلة بتحقيقها. فعلينا أن ننتقل من الحوار حول الوحدة إلى تنظيم أشكال التعاون المشترك، ومن بيان ضرورة المقاومة إلى بناء البنى التحتية للقوة، ومن إبداء التعاطف مع الشعوب المظلومة إلى تقديم دعم سياسي وثقافي واقتصادي واجتماعي فاعل لها.
ينبغي لنخب العالم الإسلامي أن تكون في طليعة هذا التحول. فنحن بحاجة إلى شبكة من التعاون بين المفكرين والأكاديميين والشخصيات السياسية والمؤسسات الثقافية ووسائل الإعلام والناشطين الاجتماعيين؛ شبكة تستطيع تحديد الإمكانات القائمة وتنظيمها وتفعيلها في سبيل الأهداف المشتركة.
واسمحوا لي أن أختم كلمتي بهذه الآية الكريمة من سورة الرعد: ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾. فالله لا يغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم. وتحملنا هذه الآية مسؤولية التغيير والتحول.
إذا كنا نريد عزة العالم الإسلامي، فعلينا أن نعزز في أنفسنا إرادة العزة. وإذا كنا نريد الاستقلال، فعلينا أن نبني قوتنا العلمية والاقتصادية والثقافية. وإذا كنا نريد الوحدة، فعلينا أن نتجاوز المصالح الضيقة والمنافسات المستنزفة. وإذا كنا نريد لجبهة المقاومة أن تؤثر في المعادلات العالمية، فعلينا أن نحوّل الإمكانات المتفرقة إلى منظومة متماسكة ومتآزرة.
إن مصير الشعوب المسلمة اليوم لا ينفصل بعضه عن بعض. فمعاناة فلسطين قضية تهم ضمائر العالم الحية جميعاً. واستقلال كل شعب مسلم يشكل دعامة لعزة سائر الشعوب، كما أن تقدم أي جزء من العالم الإسلامي يمكن أن يسهم في تعزيز قوة الأمة الإسلامية كلها.
ينبغي أن نؤمن بأن قوة العالم الإسلامي تكمن في اجتماع إمكاناته بعضها إلى بعض، لا في التنافس والتصادم بين مكوناته.
القرآن كتاب الوحدة، والتوحيد أساس الحرية، والمقاومة منطق العزة، والحضارة الإسلامية هي الأفق الذي تتطلع إليه الأمة الإسلامية.
فلنعمل على تحويل الوحدة من شعار إلى استراتيجية، والمقاومة من رد فعل إلى نهج مستدام، والتضامن من شعور إلى تعاون عملي. إن مسؤوليتنا التاريخية اليوم هي ألا نسمح للإمكانات الهائلة للأمة الإسلامية بأن تبقى أسيرة التفرقة والتبعية.
نسأل الله تعالى أن يوفّقنا جميعاً للسير في طريق تحقيق الأهداف السامية للإسلام، وعزة الشعوب المسلمة واستقلالها، وتشكّل الأمة الإسلامية الواحدة.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.